تعبیری بر خواب دیدن بزرگان دین

by

خانم س. فرزند : حسن و ح. در ایمیلی طولانی در مورد تعبیر خواب و مشکلات خودشان برای ما تعداد زیادی از خوابهای دیده شده را در طول سالهای گذشته و کنونی ارسال کرده اند با توجه به فرهنگ عاطفی و مذهبی مردم ایران معمولا» این نوع خوابها برای برخی زیاد دیده می شود لذا ابتدا مروری کوتاه به برخی مطالب انتخاب شده از ایمیل ایشان می گردد و در نهایت تعبیر خوابهای ایشان تقدیم می شود:

ایشان می گویند : دراردیبهشت 83 خواب دیدم که در یک فضای تاریک و غبارآلود آباجی بزرگم از تپه ای می خواست بالا برود من و آباجی کوچکم داداش بزرگم ومامانم هم ناراحت ونگران بودیم من ندیدم که آباجی بزرگم بالارفت یا نه ولی بالای تپه را دیدم که حضرت عباس (ع) سوار براسبی ایستاده و فقط احساس کردم که ایشان آباجی بزرگم را کمک کردند . در آن سال ها خانواده ما به شدت نگران ازدواج آباجی بزرگم بودند 4 ماه پس از این خواب من، آباجی ام با پسر دایی ام ازدواج کرد.

و یا اینکه در دی ماه 84 خواب دیدم در صحن سقاخانه اسماعیل طلایی امام رضا هستم آباجی بزرگم طنابی را به دستش بسته بود وسر دیگر آنرا به پنجره های طلایی این صحن ،حال او اصلاً خوب نبود وناگهان بیهوش شد وبرزمین افتاد من که کنارش ایستاده بودم رو به گنبد طلایی امام رضا دعاکردم که ای امام رضا آباجی ام به سلامت بچه اش دنیا بیاید و هم خودش وهم نوزادش سالم باشند از خواب که بیدار شدم وخوابم را به آباجی کوچکم تعریف کردم گفت که آباجی بزرگم حامله است به شدت ناراحت ونگران ودکترهم گفته چون قبلاً عمل لیزیک چشم انجام داده ممکن است در حین زایمان طبیعی چشمانش بترکد وباید حتماً سزارین بشود در حالی که حالش هم اصلاً خوب نیست . من اصلاً از این موضوع اطلاعی نداشتم . خدارا شکرعمل خواهرم با موفقیت و سلامت خود ونوزادش انجام شد

یا یکبارخواب دیدم در محل کارم ، امام زمان به دیداررئیسم آمد وایشان را در بغل گرفت من امام را ندیدم ولی سراسر نور بود وبس

خلاصه از این خوابها زیاد دیده ام فقط می خواستم بگویم من چه حالاتی هستم

آن سالی که کنکور می دادم خواب دیدم پشت یک کامپیوتر نشسته بودم و امام خمینی پهلویم ایستاده بود وبه من کامپیوتر یاد می داد از خواب بیدار شدم خوابم برایم خیلی مسخره بود وخنده دار من حتی تا آن زمان علائم روی کیبورد کامپیوتر را هم ندیده ونمی دانستم وبا داشتن دیپلم تجربی و علاقه به رشته دندانپزشکی الان فوق دیپلم کامپیوترم که هیچ علاقه ای به آن ندارم الان دو سال است در کنکور شرکت می کنم که دندانپزشکی قبول شوم اما سال به سال مشکلات درون خانه بشتر می شود ومن هم کارمند می باشم و بنابراین موفق نمی شوم

از همه مهمتر دوسال نیم ، سه سال است درگیر جریانی شده ام برایم خیلی مهم است که موفق شوم حتی از درسم هم برایم واجب تر است تقریباً ناخواسته بود خیلی عذاب وجدان داشتم ولی حالا که وارد این جریان شده ام می خواهم حتما وبه هر قیمت موفق شوم . اوایلی که وارد این جریان شدم دو سه شب خواب می دیدم که از حضرت عباس یاری می خواهم وحتی یک بار خواب دیدم پیرمردی به من می گفت بگو یا ابوالفضل بگو یا ابوالفضل. نمی دانم ربطی به این موضوع دارد یا نه؟

من حضرت عباس را خیلی دوست دارم عکسی از ایشان داخل کمد کتابی ام چسپانده ام یکبار داشتم با خودم فکر می کردم و دعا می کردم و به عکس نگاه می کردم آرزو کردم وگفتم یا ابوالفضل من را به آرزویم برسان من هم قول می دهم ……… . درضمن عذاب وجدان از کاری هم که انجام داده بودم داشتم ولی واقعاً دست من نبود

چند وقت بعد(19آذر 84) خواب دیدم دوتا کوچه بالاتر از محل کارم دوتا هیئت سینه زنی از روبه رو به سمت هم می آیند وبا خودم می گفتم الان با هم دعوایشان می شود ولی بعد به خودم گفتم نه الان دوتا علم به هم سلام می دهند وهیچ اتفاقی پیش نمی آید

صبح از خواب بیدار شدم مرتب به خوابم فکر می کردم وخودم را دلداری می دادم و می گفتم اگر امام حسین از دست من ناراحت بود صد سال دیگر هم من همچین خوابی نمی دیدم همینطور که با خودم کلنجار می رفتم ناگهان جرقه وبرقی در ذهنم خورد وشخصی را دیدم که به من گفت ما تورا به آرزویت رساندیم (نه ( می رسانیم)) ولی شما هم قولی که دادی فراموش نکن (نه (عمل کن ))

خیلی فوری بود من این صحنه را دیدم واز آن لحظه به بعد مرتب احساس می کنم که این را درخوابم دیدم وفقط یادم آمده است صورت این شخص مثل ذهنیت من از حضرت عباس نبود وخیلی عادی بودصورتش کمی ناراحت هم بود وحین صحبت سرش راپایین انداخت.

من اردیبهشت 76 حدود ساعت 30/9 تا 11 صبح وقتی برای کنکور می خواندم روی کتابهایم خواب رفتم خواب دیدم در میان دره ودامنه کوهی هستم عده زیادی از دختران با فرم سورمه ای دبیرستان بودند همه از درحال بالا رفتن از کوهی بودند یکی جلوتر یکی عقب تر. کوه خیلی بلند و دره عمیق بود من هم بالا می رفتم خیلی راحت وسریع . ناگهان نزدیکی های قله سنگی زیر دست چپم شروع به لغزیدن شیب کوه بسیار زیاد و کاملاً عمود بود. چهار بار فریاد زدم یا ابوالفضل بعد بالای کوه دیدم دو سوار ایستاده اند ( امام حسین وحضرت عباس) امام حسین با سر اشاره کردند که دستم را بگیرند حضرت عباس از روی اسب خم شدند و دستم راگرفتند من دست ایشان را احساس نکردم فقط خیلی فوری راحت شدم ودیدم بالای کوه هستم وکنارم هم یکی از خانم هایی بود که قبل از من به بالای کوه رسیده بود بالای کوه مجلس امام حسین بود دو سوار به آن مجلس رفتند ومن هم بعد از ایشان به آن مجلس رفتم .این خواب به مشکلم به می خورد یا به درسم؟

پاسخ :

ايشان به لحاظ روحي و وضع عاطفي احساس تنهايي و کمبود دارد.مشکلات و اختلافات خانوادگي در بين پدر و مادر خود به طور کلي سبب احساس نا امني ترس پنهان در او شده از سوي ديگر فرهنگ بي توجهي بي توجهي نسبي خانواده به او به عنوان دختر و قرار گرفتن در جدول ما قبل انتهايي فرزندان در خانه و مشکلات و محدوديتهاي اجتماعي و خانوادگي براي رشد و کسب مهر و محبت باعث احساس تنهائي شديدي در ايشان شده است و از طرفي احساس عاطفي و مذهبي براي جبران خلاء مهر و محبت در درون ايشان نقش مهمي را بازي مي کند. و ماحصل آن در خوابهاي ذکر شده تحقق پيدا کرده است.

نياز است بر مسائل روانشناسي کودکان و جوانان مطالعه بيشتري صورت گيرد و توقع خويش را از اطرافيان و خانواده کمتر کنند و سعي کنند از نظر جسمي و روحي روي پاي خودشان بايستند و مستقل بدون وابستگي به ديگران باشند و زمينه را براي انجام يک ازدواج مناسب فراهم کنند.البته در امر ازدواج هم دقت نکنند اين مشکل هم چنان باقي خواهد ماند.. زيرا مسايل مالي در جامعه ما بسيار مهم است. از اين بايد در اين زمينه هم فکري بکنند.و خودکفا شوند.در باب چشم خواهر اين مساله نامربوط است. در باب موفقيت دردرس نياز به آن است که متمرکز و منظم درس بخوانند و قبل از آن محاسبه کنند درس و حاصل آن در پايان هفت سال چه خوامد بود.بهترين چيز درک و فهم آرامش در زندگي است به آن فکر کنند.آنرا بيابند. همه چيز بهانه اي براي آن است.

لطفا پیام و خواب خویش را برای تعبیر در سایت درج نکنید.باید مقررات و فرم ورود اطلاعات را پر کنید و بصورت گزینشی برخی رویاهای خاص که حاوی پیام و موضوعی می باشند ممکن است تعبیر شوند.

About these ads

برچسب‌ها: ,

91 پاسخ to “تعبیری بر خواب دیدن بزرگان دین”

  1. عباس Says:

    سلام . در خواب تقريباً ساعت چهار بعد از ظهر روز سه شنبه 86.05.23 ديدم در يك مجلس كه نميدانم به چه مناسبت بود نشسته بودم يك روحاني در حالي كه جمعيت نشسته بودند از دور آمد و از كنار من رد شد موقع نزديك شدن ايشان به من به دلم افتاد كه ايشان امام رضا(ع) هستند و در همان حال گفتم اگر ايشان امام رضا باشد چون در دل من باخبر است حتماً يك توجهي به من مي كند كه موقع عبور آن حضرت از كنار من يك نگاه عميق در من انداخته و رد شدند و من هم بلند شده و ايشان را نظاره كردم كه از خواب بيدار شدم. البته صبح همان روز نميدانم چي شد اما يادي از
    آن حضرت كردم تعبير اين خواب چه ميباشد؟

    د

  2. الهام در تعبیر خواب Says:

    نام:الهام_ نام پدر :حیمی نوک باریک_موها فر کمی صاف شده تا سر شانه مشکی با چند تار سفید صورت کمی کشیده و لاغر علامت مشخصه :خال روی دست راست بین بازو و ساعد (تحت درمان خودتان هستم.)
    مبلغ 5000 تومان در صورت تعبیر به فقرا میدهم.
    درخواست:
    با عرض سلام و خسته نباشید
    مدتی است بیشتر اوقات خوابهایی که میبینم به فاصله یک روز تعبیر میشود و شبیه همان چیزی است که میبینم فقط گاهی در مورد شخصی دیگر به جای شخصی که در خواب دیدم هست.مثلا خواب دیدم پسر همسایه آمد دم در ضمن درد دل گفت خیلی برایش دعا کنم مشکلش حل بشود.ظهر همان روز دوستم آمد دم در و داخل نیامد فقط در مورد مشکلش درد دل کرد و گفت خیلی برایش دعا کنم
    حدود 1هفته است خوابهای بدی میبینم که نگرانم کرده.2تا از آنها را می نویسم تقاضا دارم تعبیر بفرمایید.
    خواب اول: دیدم در طبقه 2 خانه ای هستم تابلویی از حضرت مسیح (ع) یا موسی(ع)به دیوار بود.دختر فلجی بود با چادر مشکی با یک خانم دیگر بعد آن خانم گفت این دختر را میبینی 2سال بود روی پاهای خودش ایستاده بود اما به دلیل ……(یادم نیست چه دلیلی گفت)دوباره فلج شد حالا داره سعی میکند خودش را اصلاح کند اگر خوب مانده بود الان همکار هموئیل بود(درست یادم نیست شموئیل یا هموئیل گفت).من از حرفهای ان زن خوشم نیامد رفتم بیرون. بعد دیدم انگار از یک خانه دیگر بیرون آمدم و کنار دیوار ,داخل سطلی سیاه (می بخشید)بالا آوردم خودمم سعی میکردم بالا بیارم مثل اب بود که با فشار بیرون بیاد و به سمت بالا پاشید دو مرد در این حال من را دسگیر کردند و خواباندند روی زمین و روی ساق پای چپم چیزی شبیه سیگار گذاشتند که منفجر شد و پایم شبیه آهن گداخته و نارنجی شد و درد شدیدی گرفت. بعد انگار به هوش آمدم در یک خانه بودم داشتم روی پایم می لنگیدم و لیوان ابی را از یک سینی برداشتم خوردم. دیدم یکی از ان دو مرد را میشناسم(البته در عالم خواب)دوباره آمد سراغم با قیچی بزرگی سعی میکرد گوشت دستم را بچیند من جیغ میزدم و دستم را می کشیدم با اینحال پوست چند جای دستم را چید.فریاد میزدم یازهرا یا زهرا که صدای خانمی را شنیدم ملایم بود انگار قرآن میخواند اما به فارسی( بعضی کلمات یادم است) می گفتند: و آنگاه که شما را شکنجه میکنند ……. (متاسفانه بقیه جمله یادم نمی آید)با شنیدن این کلمات جان گرفتم و با کمک وسایل دم دستم آن مرد را به زمین زدم داشتم میکشتمش که همکارش اومد زدم زمین و سرم را زیر شیر آب گرفت اما من نفس میکشیدم باز میخواست شکنجه بدهد که از خواب پریدم.

    خواب دوم:دیدم وارد ساختمانی شدم که انگار منزلم آنجا بود.زنی از طبقه زیر زمین بیرون آمد و گفت تو الهام هستی گفتم بله,گفت برو و تا یک ساعت بعد از صبح به اینجا برنگرد. ترسیدم رفتم بیرون دنبال شوهرم میگشتم وارد بازارچه ای شدم دیدم دو پسر تعقیبم میکنند بعد کفشهای دخترم یا خودم گم شده بود دنبالش میگشتم که یکی از ان پسرها به دستور زنی با چاقو به من حمله کرد دستم را بردم جلو چاقو کف دستم را سوراخ کرد در قفسه سینه ام فرو رفت. یکدفه دیدم در خانه کنار شوهرم نشستم لباس مشکی پوشیده بودیم چادر مشکی سرم است و چادر را روی صورتم کشیدم دوستان شوهرم دیدنش آمده بودند هدیه آورده بودند اما شوهرم با بی ادبی هدیه انها را گرفت. من گفتم ببخشید شوهرم ادب و فهم کادو گرفتن ندارد.عده ای زن بودند که من را قاتل معرفی می کردند و میخواستند من را بکشند. اما من گریه میکردم میگفتم من کسی را نکشتم آنها میخواستند من را بکشند گفتم ان خانمیکه قبل از ورودم گفت برو یک ساعت بعد از طلوع آفتاب بیا میدانست چه خبره…… بعد یکی از ان زنها خانه ی ما را آتش زد.سعی میکردم فرار کنم اما همه پنجره ها میله داشتند . یکدفعه دیدم در حیاط هستم و آن زنها پشت وانتی نشستند و گریه کنان و ناامید از کشتن من دارند میروند.
    اگر امکان دارد مشخصاتم را ناقص کنید.

    پیشاپیش از لطف و محبت شما ممنونم
    درخواب اول شما و خانواده در چارشنبه سوری دچار خطر خواهید شد کاملا مراقب باشبد
    در خواب دوم شوهر شما کارهایی می کند که به گوشتان خواهد رسیدم.

  3. الهام Says:

    با عرض سلام وخسته نباشید
    استاد خواستم تشکر کنم بابت تعبیر خوابهای شما و بگویم که واقعا تعبیرهای شما درست و بی نظیر هستند.
    خواب دومم که قبل از عید تعبیر کردید و گفتید خبر کارهای شوهرم به من میرسد کاملا درست بود.امروز حدود 1 ساعت پیش خبر کار پنهانی شوهرم به من رسید.در ظاهر میخواستند کار خیر کنند و پنهانی یک میلیون تومان هزینه ثبت نام مکه مادر و خواهرشان کردند.اما این پول را از حق و حقوق من و فرزندم دادند. هرچند این حضرت آقا طبق معمول زدند به در حاشا که این خبر دروغ است!!!!!!!!!!!!

  4. پارمیس در تعبیر خواب Says:

    سلام :
    راستش نمی دونم از کجا شروع کنم من دیشب یعنی 15/4/87 تو خواب اهل بیت پیامبر(ص)رو دیدم دیدم حضرت ابوالفضل(ع) حضرت فاطمه (ص) و امام حسین(ع) و پیامبر(ص) هستن که امام حسین(ع) ازمن آب خواستن که من به ایشون دادم یک سبد پر از انار هم جلومون بود که امام حسین 3 تا از اونا رو برداشتن و به من دادن وگفتن که اینا رو دونه دونه کن بخورم و من داشتم انارا رودونه دونه می کردم و امام حسین (ع ) به صورت من نگاه می کردن و می خندیدن و سبد پر ازهلو هم بود که حضرت ابوالفضل ( ع) از من خواستن تا براشون پوست بکنم تو تعبیر خوابم موندم می شه کمکم کنین همه تو خوابم می خندیدنو خوشحال بودن در ضمن من تو خواب از حضرت ابوالفضل (ع) ترس داشتم ولی ایشون به روی من می خندیدن .
    مرصی
    ممنون می شم کمکم کنین . منتظرتون هستم.

  5. زینب Says:

    سلام چند شب پیش خواب دیدم یه نفر به من گفت اسب امام حسین از طرف اما حسین برات خبر آورده که امام حسین گفته داری از حد خودت می زنی بالابعدمن دیدم امام حسین و امام حسن سوار بر دو اسب سفید از اونجا رفتن خیلی ممنون می شم اگه کمکم کنید

  6. نعیمه Says:

    سلام خواب دیدم کفشی زیبا را گم کرده و با کفشی رو باز و پای لاک زده به مکه رفتم لطفا تعبیرش کنید

  7. نعیمه Says:

    همین خواب یعنی گم کردن کفش را 2 شب گذشته نیز دیدم در مسجد بودم کفشم را دزدیده بودند

  8. نعیمه Says:

    خواب دیدم کسی هدیه شالی زیبا به من داد .لطفا تعبیرش کنید

  9. razieh Says:

    به نام خدا
    با عرض سلام و خسته نباشيد. روز اول ماه رمضان پس از نماز صبح جزئ اول قران را خواندم و خوابيدم. در خواب ديدم كه در اسمان كه شب هم بود رقص نور توسط مجموعه‌اي از نورها(ستاره‌ها)ي كوچك انجام ميشود كه به رنگهاي متفاوت بودند. سپس اين نورهاي كوچك با هم جمع شدند و از تركيب آنها نور آبي بسيار زيبايي پديد آمد كه به سمت من مي‌آمدند كه به صورت هاله‌اي بود كه نوسان داشت. همانطور كه نور به سمتم مي‌‌‌آمد دستم را دراز كردم و نور را به سمت صورتم بردم و آن را به صورتم ماليدم و حاجتم را از خدا خواستم.
    لطفاً خوابم را تعبير كنيد
    با تشكر
    پاسخ :
    مربوط به کار انجام شده است .ادامه می یابد . روش گفته شده را فقط انجام دهیددر شب قدر آنان که قادر به سیرند می بینند آسما ن از انواری رتگارنگ پوشیده می شود که برخی رنگها قابل شناسایی مانیست و در این سو نیست .امل از نقطه ای دور به زمین می رسد و بزرگان هم با آنان هستند .اینها انرژی غیر مادی است که به همه می رسد اما آنها که آماده و پاکند می گیرند و ذخیره می کنند .و گناهکاران نمی توانند بگیرند .منظور از گناه بیشترکارهای ظالمان و متجاوزان به حقوق دیگران است.
    در این روزها غذای چرب و سنگین و..نحورید سبک باشید و کاملا ساده و طبیعی و کم چرب وکم شیرین و بینمک بخورید

    • حامد Says:

      با عرض سلام و خسته نباشید.من الان حدود2 ماه است که به مدت 5 یا 6 بار است که در خواب میبینموماهی هایی از آکواریوم بیرون افتاده اند و در حال جان دادن هستند و همیشه من در آخرین لحظات میرسم و آن ها را به آب میندازم دوباره حرکت میکنندواینکه من حدود 6 بار است که دقیقا با همین مضمون این خواب را میبینی فکر کردم حتما حکمتی دارد ولازم است بگویم این خواب را تنها مواقعی میبینم که مثلا نماز می خوانمواگر لطف کنید تعبیر این خواب را بگویید ممنون میشوم.با تشکر

  10. ليلا Says:

    خواب ديدم با شوهرم داشتم از كوهي با سنگهاي سخت و درشت حركت ميكردم هر چي شوهرم سعي ميكرد منو بكشه بالا ولي نميتونست اخرش دو تا يي با هم اومديم پايين بعدش ديدم شهر شوهرم هستيم و انگار تولد امامي بود شب بود و همه جا چراغاني صداي موزيك و پايكوبي مي امد داخل كوچه ايي بود يه سري دختر جوان رو ديدم كه دارن ميدون محل عروسي به شوهرم گفتم بريم اون خونه عروسي رو ببينيم بعدش با شوهرم داخل اون كوچه شديم و يه هو ديدم اون كوچه رو رد كرديم بعد هر چي اين طرف و اون طرفم رو نگاه كردم شوهرم رو نديدم با ترس هي اسمشو صدا ميزدم بعد ديدم شوهرم سرشو از يه خونه بيرون اورد و گفت بيا اينجا جول در خانه چند تا اقا ايستاده بودن رفتم داخل از پله ها رفلتم بالا شوهرم رفت دخل اطاقي پر از مرد منم خواستم برم اون تو ولي گفتن نه شما برو اون سالن و من رفتم تو محوطه ايي كه مثل مسجد بود دور تا دور روحاني نشسته بود من سرم برهنه بود و با لباس خانه بودم خجالت كشيدم ميترسيدم با عكس عمل تند انها روبرو شوم ولي اينطور نشد يه روحاني با عمامه مشكي و عباي مشكي امد روبروي من نشست با لطف نگاهم ميكرد جعبه خرمايي روبرويش بود گفت يالاه از اين خرما بر دار و به جد من نظر كن من دودل بودم گفت معطل چي هستي وردار ديگه منم يه خرما بر داشتم و خوردم اون روحاني گفت امام زمان خواهري داشت كه باعث شد زنشو طلاق بده بعد از اون جا بيرون امدم و وارد اطاقي ديگر شدم دوتادور من رو دختر بچه گرفته بود فقط يك پسر بود كه اونم رفت دورتا دورم پر از دختر بچه بود حالا ميشه اين خوابو تعبيير كنيد

  11. ليلا Says:

    خواب دوم

    خواب ديدم شبي قرار بود مهماني برويم منتظر شوهرم بودم كه از سر كار بيايد منتظر تلفنش بودم ولي هرچي انتظار ميكشيدم از زنگ شوهرم خبري نبود يه دفعه زنگ به صدا دراومد پشا خط به جاي شوهرم مردي بود كه خبر داد خانمي به فلان نام ( خواهر شوهرم ) شوهرش همين الان از دنيا رفته هنوز به هيچ كس خبر ندادن شما هم قضيه رو مسكوت بذاريد من بعد از زنگ تلفن اونقدر گريه كردم و دلم براي خواهر شوهرم ميسوخت گفتم خدايا غلط كردم كه اين ادمو نفرين كردم خدايا منو ببخش داشتم اينا رو براي مادرم كه روي تخت نشسته بود ميگفتم و بعد خواستم از اطاق بيام بيرون كه ديدم در عين حال كه مادرم رو تخت نشسته بود مادرم تو راهروي كوچك منتهي به اطاق با يه اقاي روحاني عمامه مشكي و عباي مشكي حدود 37 ساله امدن به طرف من منم خيلي ترسيده بودم و از وحشت از خواب پريدم
    تعبيير اين خواب چي ميتونه باشه؟

  12. هدی Says:

    با سلام خسته نباشی من می خواستم بگم که یک روز در خواب دیدم که همه می گند که امام زمان می خواهد بیاید من رفتم جلوی در بزرگ سفید یک خانم ایستاده بود هیچ کسو اجازه رفتن تو را نمی داد اما یکی قبلش به من گفت اگر می خواهی امام زمان را ببینی نباید به خانمه بگی اسمت هدی است باید بگی زینب یا زهرا یکی از این اسم های بود وقتی یکی از این اسم ها رو گفتم خانمه اجازه داد برم تو خونه دیدم یک سفره پهن شده همه چیز رو سفره است حالا نمی دونم چی بود اما رو سفره چیده شده بود بعد من گریه می کردم یک خانمه برگشت گفت من یک دسته پول آوردم که به امام زمان بدم اما من قبلش دیدم یک مردی سریع از روی سفره بلند شد رفت من به اون خانمه گفتم که امام زمان رفته بعدش که مادر م منو برای نماز بلند کرد که تموم شد می خواستم ببینم باید چکار کنم؟

  13. مریم Says:

    سلام من خیلی گشتم تا سایت شما را پیدا کردم لطفا خواب مرا تعبیر کنید خواب دیدم در خانه مادر بزرگم که به تازگی فوت کرده نماز می خوانم و مردی به من اقتدا کرده و پشت سر من نماز می خواند نمیدانم ان مرد که بود ولی بعد از ان با شوهر عمه وپسر عمه ام که سید هستند سر سفره در همان خانه غذا می خوریم پدرم و برادرم و عمه ام هم در سر همان سفره بودند لطفا تعبیر آن را بگویید مرسی

  14. پريسا Says:

    با سلام
    من خواب ديدم در كف اتاقم آبه وقتي در اتاق رو باز مي كنم مي بينم كه اينگار سيل اومده و آب تا سطح زيادي بالا آمده و خيلي عميقه و من مي ترسم كه وارد آب بشم ولي به راحتي از آب رد مي شم و همش از اين سيل مي ترسم .

  15. پريسا Says:

    سلام
    يكي از همكارانم خواب ديده كه من در رودخانه اي در حال شستن لباس بودم و اون منو مي بينه و سلام مي كنه و من جوابش رو مي دم و لباسهام رو مي شورم و ميرم

  16. کیمیا Says:

    سلام خواهش می کنم خواب منو تعبیر کنید
    من خواب دیدم که به یک زنی که نمی شناسمش در وضع حمل کمک کردم تا به آرامی و راحتی نوازاد را مرحله به مرحله متولد کند اما ناف نوزاد را نبریدم و هر چه به پشت بچه زدم گریه نکرد

  17. مهدی Says:

    شبی خواب دیدم تابوتی بر روی زمین است و هر کس میرود و پارچه را از روی جنازه بر میدارد ونگاهی می اندازد همه ناراحت بودن من این کار را نکردم و از هر کس پرسیدم جنازه کیست گفتند امام جعفر صادق

  18. شهرزاد Says:

    سلام می خواستم اگه ممکنه تعبیر دو خوابم رو به میلم ارسال کنید .
    1- خواب دیدم در اتاق پذیرایی منزلمان قبری است مثل قبر امام زاده ها و من و مادرم دور آن می گردیم .
    2- خواب دیدم چادر مشکی به سر کردم و در حال راه رفتن در خیابان هستم

  19. عبدالله Says:

    خواب دیدم ستاره مشتری پشت ماه غروب کرد و خورشید سوزان از پشت ماه طلوع کرد.من خطاب به خورشید گفتم:السلام علیک یا رسول الله.لطفا تعبییر را برایم ایمیل کنید.از طرفتان صدقه خواهم داد.

  20. سینا Says:

    من در خواب دیدم که ما می خواستیم به هم برسیم ولی چند نفر می خواستن منو بکشن با یه مار خیلی بزرگ ولی ما از دستشون فرار کردیم بعد دیدم که با هم عروسی کردیم خودمو تو لباس عروسی دیدم توی یه باغ بزرگ یه راهرو بود نسبتن طولانی کمی تاریک که برسیم به ماشینه عروس داشتیم می رفتیم به سمت ماشین یه دفه دیدم بادکنکا توش یکی یکی دارن میترکن یه دفعه گفتن نیاین جلو همون ماره تو ماشین بود یه چند نفر جلوشو گرفتن تا ما فرار کردیم فکر کنم برف مییومد بعد دیدم با والدینم و کسی که دوسش دارم هم انگار بود کنار رودخانه بودیم که تقریبا داشت خشک می شد بعد من رفتم ÷ایین که از نزدیک ببینم بعد مادرم گفت بییا بالا نرو بعد دستمو بهش دادمو اومدم بالا یه جاده بود که می رسید به یه تونل اترافش برف بود که داشت اب می شد بعد 4 نفر فکر کنم وارد تونل شدیم

  21. احمدرضا Says:

    با سلام دخترم هفت سال دارد مدتی قبل ساعت دو بامداد در خواب درختی خشک را دیده که چند مرد در پایین درخت بوده و سه مرد روی یکی از شاخه ها نشسته بودند و ان شاخه مرتب رشد میکرده و بالا میرفته و با ترس زیاد از خواب بیدار شد.
    از زحمات شما برای مطالب اموزنده کمال تشکر را دارم. من ا… توفیق

  22. نوشين Says:

    من خواب دیدم تو مجلس عاشورا هستم و همه با لباسهای مشکی نشسته اند کسی گریه نمیکرد شام غریبون بود و همه ساکت بودن که ناگهان یکی از عزاداران بلند داد زد حضرت مریم(ص) و همه باهم میگفتن آره حضرت مریم هستش خیلی نورانی قد بلند و باوقار بودند با یک دیس پلو سفید مستقیم سوی من آمدند و با دو دستان مهربانشون برنجها رو میریختن تو بشقاب من و هر کام تبدیل میشدن به مروارید سفید و براق و به هیچ کدام از انه هیچ نداد و رفتن بیرون از اطاق .

    ممنونم از زحمات شما

  23. نوشين Says:

    با سلام و خسته نباشید خدمته شما

    یشب خواب دیدم که رفتم زیارت حضرت زینب رفتم وضو کردم اونجا یک حوض بود که وضو کردم و وقتی داشتم اماده میشدم که نمازم رو بخونم به آقایی یک کیسه پر تز مهر که با تراب حضرت زینب درست شده بود به من هدیه داد و من شروع کردم به نماز خوندن. لطفا این خواب را تعبییر کنیید و متشکرم از اینکه به ما لین فرست را دادیید که ما خوابهایمان را تعبییر کنیم به واسطه شما عزیزان .سپاس گذارم از همه شما

  24. daniel Says:

    سلام و حسته نباشیدمن دوست دختری دارم که ما همدگیر را خیلی دوست داریم من خواب دیدم روزی او سینه هایش را جلوی من گشوده من را در آغوش می گیرد.
    اگر به من بگیوید که تعبیر خوابم چیست ممنون می شوم و تعبیرش را به ایمیلم ارسال کنید مرسی از لطف شما

  25. فرزانه Says:

    سلام عرض می کنم موفق باشید دیشب خواب دیدم که اسب سفیدی که بسیار رشید بود می خواستند قربانی کنند از پشت پنجره نظاره می کردم دیدم که گردن حیوان مظللوم را با چاقو بریدند واو همان گونه برسرپا ایستاد ه بود بعد از دقایقی او ازجا تا بالای شیشه پنجره پرید ودر حالی که تبدیل به جوانی رعنا ومومن شده بود با لب ودهان خونی بر روی زمین افتاد ومرد ومن گفتم ببین این اسب چقدر راحت جان به جان افرین داد

  26. زینب Says:

    سلام
    روز حضرتعالی بخیر
    من زینب فرزند یحیی و گلنگار هستم متولد 1356 متاهل و صاحب یک فرزند.
    دیشب خوابی دیدم که نگرانم کرده ، یعنی حس مناسبی ندارم
    باید ببخشید اما دیشب خواب دیدم که بین سینه ام یک سینه اضافه درآمده است یعنی سه سینه در بدنم مشاهده کردم
    معنی آنرا نیز نمیدانم و کسی هم نیست که برایم بتواند تعبیر کند حس خوبی ندارم
    اگر ممکن است برایم تعبیر بفرمایید ممنون میشوم.

  27. حسین Says:

    سلام

    من دیشب خواب دیدم :

    بارونه زیادی مییومد و من با یکی از همکارانم هم مسیر بودیم و خیابان پر از آب شده بود و من از روی پل عبور کردم ولی همکارم از توی خیابون پر از آب اومد اون طرف خیابون .

    لطف می کنید اگر واسم تعبیرش کنید , مرسی

  28. رضا Says:

    باسلام،
    خواب ديدم كه كلاهم را عوض كرده ام و كلاه جديدي بسر دارم در حاليكه كلاه قبليم بر سر يكي از دوستانم بود. تعبير بفرماييد متشكر مي شوم.

  29. نورالحق Says:

    سلام برادرانم
    من دو روز دو خواب دیدم
    که من از مسجد بر میگردم ولی کفش هایم را گم کردم.
    و دوم خواب را دیدم بعد از 4 روز که بسیاری از فامیلهامان وه من خودم خوشه هایی انگور بدست گرفته از باغ انگور طرف خانه بر میگردیم. وه انها میگویند که پدرم هم باغ انگور داشت.
    وه خوشه هایی بزرگ انگور بدست مان بود بسیار خوشهال بودیم.
    لطفا تعبیر این خواب را برایم در ایمل بفرستین ممنونم.

  30. رضا Says:

    سلام عرض كردم.
    خواب ديدم در مهماني شركت كرده ام، يك زن و دو دخترش كه در طرفين مادر ايستاده بودند با يك بغل سبزي تازه گوشه اي از مهماني نظاره گر بودند. براي خوشامد به آنها نزديك شدم و از سبزي آنها يك برگ برداشتم تا بخورم ولي بمحض خوردن حالم دگرگون شد و بهم خورد كه از خواب بلند شدم. تعبير فرماييد.متشكرم.

  31. افسانه Says:

    سلام
    خواهش میکنم تعبیر خواب منو اگه ممکنه بهم زود بگین
    خواب دیدم من و کسی که بهم علاقه مندیم سوار اتوبوسیم من مانتو مشکی و اون هم لباس و شلوار مشکی پوشیده بود،من ایستاده بودم و اون نشسته بود ،من بهش نگاه میکردم ولی اون داشت با یه دختر بچه بازی میکرد…من پیاده شدم وواسه خدافظی بهش دست تکون دادم بعدم اتوبوس رفت و اونو برد
    ممنون میشم تعبیرشو بهم بگید

  32. ع Says:

    با عرض سلام
    تعبیر خواب منم بگید ممنون میشم:
    «بین در ایستاده بودم اول صبح ساعت 5 صبح بود حیاط را نگاه میکردم باران نم نم و ملایمی میبارید که از دیدنش آدم لذت میبرد خواستم از فرصت استفاده کنم و حین رفتن به محل کار زیر باران قدمی بزنم ولی یادم آمد که ساعت 5 است و تا 7:15 خیلی مانده ….»
    زمان دیدن خواب 17 اسفند 87

  33. مری Says:

    سلام من شب سال تحویل خواب دیدم که دارم یه کوه کاملا قهوه ای رنگ رو از قله می کنم ؟ می شه بگین تعبیرش چیه؟
    شب اول سال هم خواب دیدم درام با یه غذایی که با شیر درست کرده بودم روشم تزئین داشت داشتم عدد هفت رو شکل می دادم یعنی اون ظرفها که توشون شیر بود رو به صورت عدد هفت می چیدم . در یک کلام تو خوابم عدد هقت افتاده بود. لطفا بهم بگین تعبیرش چیه
    ممنونم.

  34. محمد رضا Says:

    با عرض ادب و احترام خواب دیدم با پدرم که رابطه خوبی اصلا با هم نداریم در حال تدارک برای سفر مکه هستیم حتی چمدانم را هم اماده کرده بودم در حالیکه با پدرم شدیدا اختلاف دارم تقاضا دارم بفرمایید تعبیر خوابم چیست .متشکرم

  35. محمد رضا Says:

    سلام محمدرضا هستم خوابم را تعریف کردم چگونه باید به جواب برسیم ایا در ایمیل ادرسم تعبیر را میگویید با تشکر.

  36. امیر Says:

    سلام
    من روز یکشنبه 25/12/87 حدود ساعت 6 بعد از ظهر خواب دیدم که :
    پشت پنجره اتاق کلاغ بزرگی حدوداً سه برابر کلاغهای معمولی بال میزد ولی صدا نداشت من از اتاق به جهت پیدا کردن چوبی بیرون رفتم و وقتی برگشتم دیدم که یک شمشیر آهنی که تیغه آن از توری پنجره بیرون رفته بود تو اتاق ظاهر شده است در عالم خواب این حس را داشتم که این یک معجزه است که شمشیری برای من در آنجا از نزد خدا ظاهر شده شمشیر را برداشتم تا کلاغ را بکشم ولی کلاغ از آن به بعد با فاصله پشت توری پنجره ظاهر میشد دو سه بالی میزد و دوباره ناپدید میشد و من متوجه نشدم که چرا نسبت به حمله کردن به کلاغ و کشتن آن تامل میکردم و با اینکه قصد اینکار را داشتم ولی این کار را انجام نمیدادم تا اینکه در همین حالت از خواب پریدم
    ممنون میشم خواب من را تعبیر کنید و اینکه اصلا خواب میان روز تعبیر دارد یا خیر

  37. احترام اویسی Says:

    به نام خدا
    با سلام؛ من زنی 53 ساله هستم . دیشب خواب دیدم که سینه های من هردو پراز شیر شده و نوزادی مشغول شیر خوردن از یک سینه ام میباشد لباس خواب بلند سفید وگشادی هم در بردارم که نوزاد درزیر آن پنهان است یعنی در زیر پیراهن شیر میخورد. بسیار ممنونم اگر تعبیر آن را بفرمائید . باتشکر.

  38. مریم Says:

    سلام
    من خواب دیدم در جای سرسبزی به همراه دوستم میدویدیم.من لنگه کفشم جا موند ومن توجهی نکردم.بعد از مدتی خواستم کفشم رو پیدا کنم.پیرمردی که به نظر باغبان میومد گفت کمکت میکنم.من با اون راه افتادم.به جای بلندی رسیدیم گفت باید بپری.من میترسیدم.گفت برای پیدا کردن کفشت حتما باید بپری پایین.من راه بهتری پیدا کردم وپریدم پایین.رفتیم وبه جایی رسیدیم.یک ظرف پر از کفش آوردویک لنگه کفش قشنگ به من داد.من گفتم این کفش من نیست.گفت باید دوباره بگردیم.نگران نباش پیدا میکنی.
    میشه خواب منو تعبیر کنید.مرسی

  39. شيدا Says:

    با سلام
    من ديشب خواب ديدم شكمم بزرگه وبچه ها به من ميگن حامله هستي واز اين بابت هم خوشحال هستم هم ناراحت . خواهش مي كنم تعبير خوبم را برايم بگوئيد

  40. نيلوفر Says:

    سلام و خسته نباشيد .
    من 2 بار خواب امام خميني رو ديدم و هر بار با ديدنش گريه مي كردم .تعبيرش چيه ؟؟؟
    البته دفعه دوم خودشون رو نديدم مثلا رفته بودم جايي كه ايشون زياد مي رفتن و با ديدن هر گوشه از اون بازار مانند ياد ايشون وخاطراتش مي افتادم و گريه مي كردم !!!

  41. حمیده Says:

    با سلام

    دختری 27 ساله هستم .چند شب پیش خواب دیدم مرده ام و جنازه ام را نامزدم می شوید.تعبییر این خواب چیست؟
    ممنون

  42. سارا Says:

    من خواب ديدم كوهي هست كه ,وصل ميشه به غار حرا و يك درياي بزرگي ديدم كه مي گفت اون كسي كه با ما بود خبر از آينده مي آورد اونجا فرشته ها مي رقصدين

  43. مهسا Says:

    مادرم خواب دیده که سینه های من پر شیر شده به طوری که شیر از سینه من فوران کرده و به فضای اطاف پراکنده و حتی روی سر پدرم هم ریخته شده است.
    خواهشمندم تعبیر ان را بفرمائید.

  44. لیلی Says:

    سلام
    خواب دیدم کفشهایم لنگه به لنگه است و لنگه کفش اصلی ام را پیدا نمکنم خواهشمندم تعبیر آنرا بفرمائید.

  45. HAMED Says:

    سلام :
    خواب دیدم چند تا شتر تو اتاق خونمون اند که یکی از اونا می یاد تو حالو مدفوع می کنه تعبیرشو لطفا بفرمایید

  46. sepideh Says:

    سلام من دیشب خواب دیدم روز عاشورا است و من به اتفاق مادرم در کربلا هستیم و عزاداری را تماشا می کنیم و مردان مشغول قمه زدن به سر هایشان بودند ناگهان تمام مردم وسط خیابان هجوم آوردند و در حال رفتن هستند و خیلی شلوغ شد من و مادرم هم میرفتیم که ناگهان قمه ای که دست مردی بود به ران پای راست من خورد و خونریزی کرد مادرم مرا به بیمارستان برد و پایم را پانسمان کردند و بعد به خانه ی دختر عمویم که برای امام حسین شام غریبان گرفته بود رفتیم.لازم به ذکر است که در واقعیت هم امسال همان دختر عمویم شام غریبان گرفته بود و چون 9سال است و ازدواج کرده و بچه دار نشده نذر کرده اگر تا سال بعد بچه دار شود هر سال برای امام حسین شام غریبان بگیرد میخواستم تعبیر خوابم را به ایمیلم بفرستید تا بدانم دیدن خواب من ربطی به بچه دار شدن و نذری که دختر عمویم کرده دارد یا نه؟ممنون میشوم اگر پاسخ دهید

  47. علی Says:

    سلام من خواب ماهیان زادی در چند اکواریو دیدم، بعد از چند ثانیه یکی از این ماهیان از آب پرید بیرون، من آن را ، به داخل آب انداختم ممنون میشم تعبیرش رو بم بگویید

  48. nassrinfazli Says:

    سلام
    من چندی پیش خواب دیدم که به اتفاق همسرم از محلی می گذریم که شب هم است اما دیر وقت نیست می بینم که مردم در قسمتی از خیابان و یا مکانی که نمی شناسم ازدحام کردند مثل اینکه نذری می دهند من شتابان به آن قسمت می روم و می بینم که مسیحیان نذری می دهند اما به من که رسید گفتند که تمام شد من با التماس گفتم خواهش می کنم به من هم بدهید هرچه باشد قبول می کنم فقط مرا دست خالی برنگردانید که آقایی که پشت پیش خوان ایستاده بود به زیر میز رفته و کاغذی را بالای میز آورد و گفت که همین عکس حضرت مسیح را داریم می خواهید من باخوشحالی آن را گرفته و نگاه کردم عکس حضرت مسیح بود اما همانطور که به عکس نگاه می کردم عکس جان گرفته و به من می نگریست من فریاد کنان می گفتم ببینید مردم ببینید عکس حضرت مسیح زنده است و نگاه می کند مرا نگاه می کند و فریاد زنان از خواب برخواستم لطفا تعبیر آن را بگویید . ضمنا می مسلمان هستم اما حضرت مسیح را هم خیلی دوست می دارم . متشکرم

    • نسرین Says:

      باسلام مجددو خسته نباشید
      من خواب خود را در لینک بالا خدمتتان فرستادم اما پاسخ تعبیر آن نیامد لطفا تعبیر آن را بگویید.
      باتشکر
      پاسخ:
      تعبیر که ماشینی نیست .باید شرایط ما را رعایتو بعد ارسال کنید و منتظر جوتب باشید

  49. منوچهر Says:

    با سلام و عرض ادب
    چند شب قب خواب دیدم که به حضور امام خمینی ( ره ) رفته ام امام هم با گروهی از جوانان نشسته اند وقتی به نزد اییشان رسیدم دستی بر سرم کشید .
    2- خواب دیدم که با همسرم در حال عبور از مسیر یک شهر تا شهر دیگری بودم بین راه شب شد . با همسرم در کنار جاده خوابیدم نیمه هاس شب بیدار شدیم یکی از دوستانم گفت از دیشب تا الان امام زمان عج از شما حفاظت می کرد . نگاه که کردم شخصی را دیدم که حاله ای از نور بود با قامتی بلند و استخوان بندی محکم از ما دور می شود . لطف کنید برایم تعبیر کنید که تعبیر خوابهایم چه می شود .

  50. لیلا Says:

    با عرض سلام
    سال 78 شب چهارشنبه که مصادف با تولد امام زمان بود خواب ایشان را دیدم بنده می توانم بگویم به هیچ وجه راجب اینکه ارزوی خواب ایشان را داشته باشم فکرنکرده بودم یا پایبنده به انجام فرایض دینی نبودم و متاسفانه هنوز نیستم . به هر جهت خواب دیدم که با لباس راحتی خانه به سر کوچه مان رفتم و مرد قد بلند و خوش قامتی در حالی که گاری با خود می کشید به من نزدیک می شد … ته ریش داشت .. چشمان بسیار درشت و مشکی…خنده رو…و یک پارچه سبز بر سرش افتاده بود … محو چهره دلنشینش شده بودم و خجالت می کشیدم با ایشان صحبت کنم .. یک زنی که از انجا می گذشت را صدا کردم و پرسید این مرد کیس؟ و گفت که حضرت مهدی هست… امام زمان که متوجه پرسش من شده بود برگشت و باز به من لبخند مهربانانه ای زد.. سپس به گاری اش که در ان پر بسته هایی بود نگاه کرد انگار از من می خواس ت کمکش کنم …جلوتر رفت تا انها را به خانه ها تقسیم کند… در دلم گفتم یعنی واقعا امام زمان است؟ دست راستش را بلند کرد و ناگهان متوجه انگشتر بی نگینش شدم … از خودم پرسیدم یعنی نگینش گم شده ؟شاید کوچه های بالاتر افتاده … باز هم به من نگاه کرد و بعد دیدم یک سنگ درخشان از اسمان به سوی او در حال نزدیک شدن است و سپس به انگشترش چسبید و انقدر شروع به درخشش کرد که کل بدن امام زمان پر از نور شد و بعد من از خواب پریدم…
    من قبلا راجی انگشتری ایشان هیچ چیزی نمی دانستم که بعد ها از اینترنت متوجه ایم موضوع شدم.
    آیا این خواب معنی خاصی داشت؟

  51. شیما Says:

    با سلام و خسته نباشید . حدوده چند ساله هر چند وقت یکبار خواب می بینم که به مسجد یا مدرسه علمیه ( حوزه مانند ) میروم و وقتی از در خارج می شوم تا بخواهم بروم خانه کفشم را که مشکی است گم کردم . با وجوده انبوهی از کفش ها که روبروی در می باشد ولی کفش بنده نیست .و هر چقدر هم که می گردم پیدا نمی شود . چند وقت پیش همین خواب را دیدم با همان مکان تکراری و کفشم را هم پیدا کردم . ولی از دوباره خواب دیدم کفشم باز گم شده و من هنوز پیدایش نکردم . نمی دانم تعبیر این خواب بنده چیست ؟

  52. يوسف Says:

    دو خواب خود را برايتان ارسال كردم
    با فرمت شما آشنا نبودم و ازطرفي دسترسي به همه اطلاعات سايت شما ميسر نيست
    لطفا درصورت امكان تعبير انها را برايم اعلام فرمائيد

  53. شیما Says:

    کسی میدونه جواب تعبیر های خواب رو از کجا میشه دید ؟

  54. ساناز Says:

    سلام با پسری دوستم در خواب دیدم که هفت _هشت جفت کفش بجه و نوزاد برام خریده و به عنوان کادو بهم داد که همیشون دخترونه بودند.

  55. منیر Says:

    با عرض سلام
    منصبح خواب دیدم که در باغی هستیم مشغول خوردن میوه از بالا کلاغی مرده در جوی آب افتاد که شکمش پاره بود ولی خونی هم ازش نمیرفت

  56. عسل Says:

    سلام خسته نباشين .ديشب خوابي ديدم و مي خوام خواهش كنم واسم تعبيرش كنين.
    خواب ديدم كه دلم مي خواسته سفره ابوالفضل بگيرم … از خونه رفتم بيرون و وقتي برگشتم خونه, همسايه ها واسم سفره گرفته بودند و خودشون هم براي كمك شيريني و حلوا و…آورده بودند از ته دلم خوشحالم شدم …
    اگه لطف كنين و تعبير خوابمو بگين ممنون مي شم .

  57. پانته آ Says:

    سلام من از شما ميخواهم تعبير خوابم را برايم بگوييد من علاقه زيادي به شاه علقمه اباالفضل عباس دارم اما بايد بگويم كه خوابي در مورد حضرت ديدم كه كمي مرا نگران كرده و هرچه فكر ميكنم معناي خواب خود را در نمي يابم من حدود يك سال پيش خواب ديدم كه كنار يك سفره اي كوچك نشته ام كه ميگويند اين سفره عقد تو ميباشد اما بايد بگويم من مجردم و بر روي سفره سفيد چيزهايي زيادي از وسايل عقد نميبينم اما بايد بگويم كه در وسط سفره فقط توجهم به پنجه حضرت اباالفضل ميباشد كه در وسط سفره است كه من با ناراحتي آن را ميبينم و دركنار من نيز دختر خاله ام نشسته و ناراحت ميباشد و در مورد ازدواج من حسادت داردو حس خوبي ندارد و حتي در خواب همتنطور كه پنجه حضرت را ميبينم ميگويم كه با اين حال كه مورذ قبلي خواستگاري از بين رفت اما شكر كه اين مورد انجام شد اما لازم به ذكر استكه اين سفره در اتاقي ميباشد كه قبلا كسي ازدواجش ناموفق بوده من ميبينم از اندوه بيرون آمده و با كسي ازدواج كردم كه ناشناس ميباشد اما بعد از آن كمي ناراحت شدم كه من در همين مورد خواستگار اول كه من آن را ميشناسم 2سال پيش توسلي به آقا اباالفضل (ع)زدم و خواب را فراموش كردم تا زماني كه دقيقا سال بعد در مراسم ازدواج دختر خاله ام حضور نداشتم و كربلا بودم دقيقا اين موضوع را در بين الحرمين به يادم آمدتا اينجا حس ميكنم قسمتي از خواب تعبير شده از بقيه خوابم اطلاعي ندارم ميخواهم بدانم.
    در ضمن ان اتاقي كه سفره بودمرا به ياد يك عذاب وجدان مي اندازد كه من را عذاب ميدهد
    در ضمن در همين زمينه خوابي ديدم كه در حرم حضرت رضا هستم و به آن امام تقاضا ميكنم و خواب خيلي خوبي بود اما من در مورد خواب اولم كمي نگران هستم
    پاسخ:با رعایت تمام شریط سایت پاسخ می گیرید .

  58. عسل Says:

    چرا خوابها تعبیر نمیشههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه؟

    چرا؟نداره .چون رعایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییتشرایط سایت نمی شه..

  59. محمد Says:

    سلام خسته نباشین. خیلی وقت بود که دنبال چنین سایتی می گشتم و بالاخره روز پنجشنبه سوم تیر پیدا کردم تا بتوانم به برخی از سوالات زندگیم پاسخی پیدا کنم. چند سالیه که بیشتر خوابهایی که می بینم تعبیر میشه یا به نوعی می تونم بگم که خوابهایم پیش بینی از آینده ای نزدیک داره. بارها مرگ نزدیکانم را از قبل در خواب دیده ام. این کار برایم این حسن را داره که از قبل خودمو برای مرگ آنها آماده می کنم و بعدا با شنیدن خبر درگذشت شان دچار شوک نمی شوم. اما خودم نمی دانم در قبال این خوابها چه کاری باید بکنم. آیا باید خوابم را به دیگران بگویم یا نه؟ آنقدر خوابهایم به واقعیت پیوسته که دیگر هر خواب بدی هم می بینیم استرس تمام وجودم را می گیرد و به دنبال وقوع حادثه ای می نشینم. لطفاً مرا راهنمایی کنید
    سپاسگزارم

  60. مینا Says:

    باسلام بنده دختر 18ساله هستم خواب دیدم روز شهادت امام حسن عسگری هست و من بسیار زیاد گریه میکنم توری که توجه همه را به سوی خودم جلب میکنم وبا خود میگوییم چرا پس برای امام حسین اینقدر گریه نمیکنم .؟؟وخودم نیز از کارم هم تعجب میکنم وهم خوشحالم که اینقدر حال خوبی از گریه کردن برای امام به دست آوردم اگر میشود جواب را برایم ایمیل کنید و مرا یاری فرماییدبا متشکرم از زحماتتان

  61. نسرین Says:

    با عرض سلام و خسته نباشید
    دو هفته پیش مراسم عروسی من بود و در همین زمان عمویم در خواب دیده بود که تناز یاران امام حسین با عجله به جایی می روند که همه از عمویم پرسیده بودند یاران امام حسین کجا می روند که عمویم جواب داده بود اینها یاران امام حسین هستند که به مراسم عروسی برادر زاده من می روند .
    تشکر می کنم اگر تعبیر خوابم را بدهید .

  62. احمد Says:

    با سلام .من دو تا خواب چند هفته پیش دیدم .یکیش این بود که در خواب دیدم دارای قدرتی فوق بشری شدم .یه انرژی از دستام بیرون میاومد که باعث میشد من بتونم بر جاذبه غلبه کنمو تو اسمون پرواز کنم.یه خواب دیگه اینکه خواب دیدم از دستام یه انرژی باد خیلی قوی بیرون مییاد که وقتی قدرت باد دو دستم به هم میرسن در نقطه به هم رسیدن یه صدای مهیب بلند میشه جوری که میشه با اون قدرت یه اپارتمانو میریزم پایین.لطفا تعبیرش کنید اگه زحمتی نیست بفرستید ایمیلم.

  63. farinaz Says:

    با سلام و خسته نباشید.جند شب پیش خواب دیدم که از سینه هایم آب خون می آمد.اگر میشودجواب را برایم ایمیل کنید و مرا یاری فرمایید.با تشکر

  64. samira Says:

    اگرمرده درخواب بیادوبگه طوروخدابهم یه چادربدیدتعبیرش چیه

  65. ندا Says:

    من خواب دیدم که بعداز تعطیل شدن از یکی از کلاس های دانشگاه که خودم استادش رو خیلی دوست دارم تند تند کفش های اون رو می پوشم.در حالیکه اون با لبخند به کارم نگاه میکنه.با اینکه کفشها نسبتا کهنه بودن وبه یه واکس برای نو شدن احتیاج داشتن و استادمونم انگار می گفت این کفش ها که پوشیدن نداره.من اونها رو تندتند پوشیدم وسریع برای اینکه کسی چیزی نفهمه می دویدم و توی راه هی میگفتم چطوره که این کفش اینقدر فیکس پای منه؟بعد شماره کفش رو دیدم که 29 بود بعد با خودم گفتم من که پام 39 پس چرا این کفش اینقدر اندازمه؟
    .بعد رفتم توی یه ساختمون توی راهروش جلوی پنجره وایستادم وبه یاد اون بیرون رو نگاه میکردم که سرم رو برگردوندم وچند تا دختر رو دیدم که توی راهرو نشستن وبه کفش هام نگاه می کنن و می گن تو چه جوری تونستی اونها رو بپوشی؟هیچکی نتونست این کار رو کنه تو چه جوری تونستی؟
    میشه لطف کنین هرچه سریعتر خوابم رو تعبیر کنین؟به خدا خیلی وقته دنبال تعبیرشم.نمیدونستم چه جوری باید سوالم رو ازتون بپرسم برای همین اینجا نوشتمش.خوهشا کمکم کنید

  66. ندا Says:

    شب تولد همین شخص خواب دیدم من روی یه صندلی کنارش نشستم و یه دختر که انگار من میشناختمش پشت صندلی های ما وایستاده بود و هی به ما(یادم نمیاد به کدوممون) می گفت زود باش.تا اینکه وقتی اون دختر رفت بیرون اون شخص همونطور که من رو نگاه می کرداز چشماش اشک میومد و روی یه تقویم که جلوش باز بود هی تاریخ 25 رو نشون میداد.من هی می گفتم حالا چرا گریه می کنی؟تو که تولدت 24 هستش چرا تاریخ 25 رو نشون میدی؟اما اون هیچی نگفت.و همون موقع من برای نماز صبح بیدار شدم.

  67. پریسا.ع Says:

    شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان خواب دیدم عمویم که شش ماه پیش فوت کرده است می خواست توالت پرشده ای را تمیز کند و ازمن کمک می خواست . دقیقا یک هفته گذشته هم خواب دیدم که از من آب تقاضا می کرد . لطفا مرا راهنمایی کنید باید برایش چه کار کنم .

  68. ابوالفضل Says:

    سلام من سه سال است که خواب های عجیبی میبینم سال اول دیدم یه گنجشک لاغر در دستم بود وچند پرنده رنگین زیبا توی دستانم امدند سال بعد دیدم من بالای یک قطار نشسته ام واون پایین توی اون قطار پایینی خودم را دیدم و ازبالا به خودم که پایین بود گفتم صبر کن قطار حرکت کند تو هم به بالا می ایی امسال خواب دیدم موجی به شکل زن بسیار زبیا ولخت وبرهنه درآمد ومرا تنگ در آغوش گرفت وبسیار لذت بخش بود ومن با او به داخل اب رود خانه لغزیدیم.بسیار بسیار ارامشبخش ونه اب گرم بود نه سرد عالی بودلخت مادر زادبه هم چسبیده بودیم در اب روان رودخانه شناور بودیم.بی نهایت لذت بخش بود ودوبارهچند شب پیش خواب دیدم انگشت شست دست راستم پوستش را کنار زدم ونوزادی بی نهایت بی نهایتبی نهایت زیبا وسفید ولطیف وظریف بالبخندی زیبا دیدم انقدر زیبا بود که هنوز چهره زیبایش را فراموش نکرده ام کوچک وکوچک بود ولطیف .لطفا جواب تعبیر خوابهایم را بفرستید.

  69. فرهاد Says:

    با سلام و خسته نباشید ..من دیشب خواب دیدم با یکی از خاله هام و مامان و بابام و داییم رفتیم خونه ی حضرت علی خونش تو یه باغ بود که برگای درختاش خشک شده بود یه خونه ی کوچیک بود عین سادگی بعد از اینکه از اونجا رفتیم رفتیم عروسی بعد عروسی من تنهایی اومدم خونه ی امام علی و پیشش خوابیدم خونه خیلی سرد بود ..لطفا تعبیرشو بگین خواهش مسکنم زودتر..

  70. sama Says:

    با سلام و خسته نباشید.
    میخواستم بدونم شما استاد فقط خواب رو تعبیر می کنید؟ یه اتفاق در عالم واقعیت برای من افتاده که برای کمتر کسی( به گفته ی کسانی که انجا حضور داشتند) اتفاق می افته. من با توجه به عنوان سایتتون این سوال رو پرسیدم

  71. اکرم Says:

    باسلام،
    د ر خواب دیدم دو مرد یکی امامه مشکی و عبا مشکی و دیگری مرد معمولی در یک رودخانه آرام و روشن و زلال خوابیده و بر من لبخند می زنند
    لطفا تعبیر خوابم را بگوئید ممنون می شم

  72. محمد Says:

    من در خواب مردي را ديديم كه بسان ماه ميدرخشيد نزديك اذان صبح بود به نظرم امد ايشان امام عصر باشن ولي چهرهي ايشان را ديدم حتا دستشان را با اين ذهنيت بوسيدم ايشان به من فرمودن وعده ما همين وقت البته اگر گناه نكني راهنمايي

  73. فاطمه Says:

    دیروز90/2/23خواب دیدم که کنار دریا نشستم و خواهرمم پشت سرم نشسته بود بعدروی شن ها ی قهوای مینوشت اسلام علیک یا رسول الله اسلام علیک یا امیرالمومنین اسلام عیک یاابا عبدالله حسن اسلام علیک یاابا عبدالله حسین منم دستم رو روی سینم قرار دادم در حالی که گریه میکردم منم تکرار میکردم خواهرم گفت دیگه چرا گریه میکنی تعبیر خوابم چی میشه ممنون

  74. مهربان Says:

    با سلام
    من تاکنون خواب هیچ امام یا مکان زیارتی را ندیدم, با شخصی ازدواج کردم که خیلی به مسائل مذهبی مقید است و همیشه ذکر امامان را میگوید, بارها از وی شنیده ام که پدر یا مادر ایشان در پی مشکلی که در خوانواده پیش آمد خواب یکی از ائمه را دیده اند.
    همسرم نیز میگوید شبی در خواب امام زمان را دیده که به خانه ما وارد شده و صحبت کرده و یا ادعا میکند بعضی شبها در خواب پرواز میکند, اگر بارگناهانش زیاد باشد پرواز سختتری دارد و اگر پاک باشد پرواز راحتتری داشته…
    از نظر علمی این مسائل صحت دارد؟
    چرا خواب بعضی امامان را میبینیم و بعضی ها را نمیبینیم؟؟؟؟
    آیا دیدن فلان امام در خواب هدف,خیر ویا مفهومی را میرساند؟

  75. حسین Says:

    سلام
    شب اول : دیدن چیزای که نمیشه بیان کرد در خواب
    و
    شب دوم : انسان یا شبیهه به انسان بیاد در خوابت و دلیل و معنی که شب قبل چه خوابی دیدی و این خواب به چه معناستم بیان کنه
    و بعد از دیدن از فرداش اینده بعضی چیزارو درک کنی بعضی به زبان بیاری ولی بعضی ها رو نمی تونی به زبان بیاری حتی اگه تلاش کنی.

    باور کنین واقعیتو می گم

  76. maryam Says:

    سلام خسته نباشید
    در خواب دیدم که من و مادرم و خواهرم در یک بیابان هستیم که پسر زیبا رویی مارا از بیابان نجات داد با ان پسر رفتیم به خانه ما بعد از مدتی دختر خیلی زشتی وارد خانمان شد و ادعا میکرد که خواهر ان پسر است از بیرون هم صدای سرود وشادی می امد که من فهمیدم صدای جن ها هستند که که شادی میکنند وان دختر، ابلیس است و امده ان پسر (او امام زمان بود) او را ببرد وقتی به زور امام زمان را میبرند رو به من کرد و گفت که چرا برای ظهور من کاری نمیکنی دختر 18 ساله و مجرد

  77. maryam Says:

    لطفا حتما پاسخ دهید خیلی گرفتار این موضوع هستم گر زحمتی نیست تعبیر خوابم را به ایمیلم بفرستد با تشکر

  78. soltan Says:

    سلام طاعات وعبادات شما قبول درگاه حق
    من الان دو شبه كه خواب امام زمان (ع) را ميبينم البته شخص ايشان را زيارت نميكنم مثلا شب اول خواب ديدم انگار در يك مجلس شادي هستم وانگار كسي به من گفت كه امام زمان دارند مي آيند خيلي سريع دويدم و درب حيات ايستادم ومنتظر بودم فقط سايه ايشان ديده ميشد كه جلوتر از خود ايشان احساس ميشد ودرست از سمت قبله مي آمدندبه سمت كوهي نگاه ميكردم
    شب دوم هم انگار سر كلاس درس بودم و دبير از آقا امام زمان (ع) صحبت مي كردند در واقع شجره نامه و اتفاقاتي كه در موقع ظهورشان رخ ميدهد را ميگفتند
    اگر زحمتي نيست تعبير خوابم را به ايميلم ارسال نماييد
    با تشكر

  79. رضا Says:

    خواب دیدم همچی نابود شده همه خانه ها در تهران فروریخته وبعد تعدادی گوسفند چاق دیدم که رو زمین افتاده اند مثل این بود که همه گوسفندان مرده بودند وقتی به پشت سر خودم نگاه کردم دیدم گته از گوسفندان که لا غر بودن به سمت من میایند و هرچه سر را هشان هست میخورند برگ درختی تو دستم بود به یکی از ان گوسفندان دادم

  80. مینا Says:

    سلام چندین بار است که خواب فرزند میینم من متاهل هستم خیلی بچه دوست دارم اما هنوز بچه دار نشده ام اما چند بار خواب دیده ام که بچه کوچکی در اغوش دارم که میدانم بچه خودم است تعبیرش چیست نگرانم/

  81. احسان Says:

    با سلام می خواستم از شما در مورد خواب من یعنی تعبیر اون رو بدونم اون خواب این هست که خواب دیدم در یک مجلس صوفی ( یعنی فرقه صوفیان ) من حضور پیدا کردم وانها در حالی که مشغول گفتن ذکر حسین مولا .مولا حسین بودن یکی به من گفت که داخل شوم اما من نشدم . یعنی انها رو میدیدم و بیرون مجلس روی پله ها نشسته بودم و اونهارو نگاه می کردم که در حین نگاه کردن یک حالت گریه بسیار قوی به من دست پیدا کرد که بسیار شدت داشت و به سر وسینه خودم می زدم و گریه می کردم .( به خواطر امام حسین ) که از شدت گریه بیدار شدم از شما خواهش می کنم که خواب منو تعبیر کنید . ممنون

  82. ali Says:

    سلام لطفا جواب منو بدهید
    خیلی واجب هست
    خواب دیدم که تو یک اتاق بودم و حضرت فاطمه دراز کشیده بود و من اونجا بودم و البته فقط حضور داشتم ولی انگار چیزی نمیدیدم فقط حس میکردم
    بعد یکدفعه دیدم هم دانشگاهی من که اسمش معصومه هست اومد و کلی گریه کرد اونجا و گفت تو نمیدونی چقدر آزارش دادند و خواب تموم شد
    من تا امروز با هیچ دختری دوست نشدم
    از این دختر که اسمش معصومه هست خوشم اومد و پشیمون شدم 3 روز پیش
    الان که این خواب رو دیدم دچار شک عجیبی شدم
    من یا نباید خواب میدیدم یا اگر میدیدم باید خواب امام علی رو میدیدم
    هنوز هم به اون مرحله نرسیدم یعنی شناختم کامل نشده
    لطفا بگین تعبیرش چیه؟
    از اون خواب های الکیه؟
    ساعت 3:20

  83. maryam Says:

    سلام
    در خواب حضرت مریم را دیدم که همراه دو مرد بود به من لبخندی زدو گفت یکی از اینها پادشاه و دیگری پیامبر است کدامیک را انتخاب می کنی از آنجا که پادشاه زیبا تر بود او را انتخاب کردم . در خواب احساس کردم هر دو شبیه به هم هستند یا هر دو یکی . پیامبر به نظر عیسی بود در خانه ای بزرگ و با حضرت مریم همراه بودم احساس کردیم از ان پادشاه من باردارم . وجودم پر از اضطراب شد که خانواده من از این وصلت خبر ندارن و من اکنون باردارم . حضرت مریم گفت نگران مشکلی نباش هر وقت به کمک احتیاج داشتی مرا صدا بزن که من به تو کمک خواهم کرد . بیدار شدم احساس کردم پس از این او به من کمک می کند اما قبل از این خواب شاید یک سال قبل خواب دیدم فالگیری به من گفت تو با مردی ازدواج می کنی که هم پیامبر و هم پادشاه هست. این دو خواب به هم شبیه هستند. اما نمیدانم به من چه می گوید.علاقه دارم بدانم. ممنون..

  84. فائقه Says:

    سلام
    6 روز پیش به دلیل بعضی حرف هایی که اطرافیان زده بودن خیلی دلم شکسته بود و یه روز که خونه خلوت بود دیگه طاقت نیاوردم و زدم زیر گریه.خدا رو صدا کردم و گفتم پس کجایی چرا صدامو نمیشنوی و …..
    بعد از اینکه اروم شدم به دلم افتاد که یه اتفاق خوبی تا یه هفته دیگه برام می افته.تا اینکه امروز صبح خواب دیدم که یه جایی دور یه سفره نشسته بودم.توی خواب یه اقای نورانی بود که احساس کردم امام علی هستند.من بلند شدم و جامو به ایشون دادم و خودم پشت سرشون نشستم.بعدهم یادمه سه تا چیز ازشون خواستم که سومی درمورد خواسته و ارزوی خودم بود.و باز هم توی خواب گفتم که چرا به خواسته ام نمیرسم و چرا صدامو نمیشنوین که ایشون جواب دادن صداتو میشنویم به شرطی که توهم صدای مارو بشنوی و نماز بخونی….
    توی خوابم دقیقا یادم بود که واقعا چی میخوام و همین که خواستم بگم چجوری اخه از خواب پریدم.
    میخوام تعبیرشو بدونم لطفا.

  85. سودا Says:

    با سلام من 25 ساله و مجرد هستم و مسلمان من خواب دیدم حضرت عیسی ع به دنیا امده و این نوزاد و لخت میدن تو بغل من 1 مرد که لباس پدر روحانی تنش بود داد اما این شخص خوف داشت و این نوزاد حرف می زد منم براش لباس می دوختم می خواستم تعبیرش و بدونم چیه ممنون میشم

  86. نازی Says:

    سلام
    خواهش میکنم تعبیرخوابموبگید
    خواب دیدم عزرائیل داره دوستمو توخونه همسایمون خفه میکنه اونم میخواد فرارکنه ولی نمیتونه،بعداینکه دوستموخفه کرداومدسمتم ودنبالم کرد،منم فرار کردم تااینکه به خونمون رسید ورفتم داخل دروبستم وبیدارشدم.
    فرداش فهمیدم دوستم روزقبل فوت شده،لطفا تعبیراینکه منودنبال کرده بگید،همش میترسم،خواهش میکنم برام تعبیرکنین

  87. ماری Says:

    من چند وقت پیش خوابی دیدم .خواب دیدم به حرمی رفتم و مشغول دعا هستم . می گفتم یا ابولفضل.تعبیر این خواب چیه؟

  88. mehdi Says:

    سلام حدود 8 ماه پیش خواب دیدم در حرم امام رضا هستم در حوضی که در صحن حرم هست یک ماهی زیبا دیدم که ماهی را در نایلونی که همراهم بود گرفتم بعد از جند قدم که رفتم مردی هزم خواست تا ماهی را بهش بفروشم و گفت این ماهی خیلی نایاب هستش منم بی هیچ صحبتی راجع به قیمت ماهی را بهش دادم اونم یک چک درون پاکت گذاشت وبهم داد که بعدن که مبلغش را دیدم رقم 2 میلیارد تومان نوشته بود لطفا تعبیرش را بگید

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 205 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: